تبليغاتX
موج وبلاگی حمایت از آهستان ها

موج وبلاگی حمایت از آهستان ها

حمایت از «آهستان» و دیگر وبلاگهای ارزشی که مورد بی مهری قرار گرفته اند

آهستان برگشت

 

همین دو کلمه تیتر، خبر بسیار مهمی بود که امرزو پیش از ظهر مثل بمب صدا کرد و واکنش های زیادی را درپی داشت...

برای من و خیلی دیگر از دوستان دیگر، شنیدن این خبر بسیار خوشحال کننده بود!

و طبیعتا برای بعضی افراد ... هم خبر ناراحت کننده ای بود!

و اما خطاب به امید حسینی عزیز می گویم که:

ممنون که برگشتی! آخر آهستان که مال خودت نبود!

به قول خودت آهستان مال تک تک «فرزندان اندوه» بود ...

در پایان از همه دوستانی که ما را در این موج وبلاگی همراهی کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

 

نشانی جدید آهستان:

www. Ahestan .ir

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 16:1  توسط سید روح الله  | 

حکمت آن نامه کوتاه

یادداشت «امید حسینی» در الف

انتقادهايي كه اين روزها در جريان اصولگرايي نسبت به آقاي احمدي نژاد و اسفنديار رحيم مشايي وجود دارد، ريشه در مساله‌اي دارد كه مقام معظم رهبري  يك سال پيش درباره‌ي آن هشدار داده بودند.
 
در گرماگرم حوادث و اغتشاشات بعد از انتخابات، آقاي احمدي نژاد در يك اقدام قابل تامل، آقاي اسفنديار رحيم مشايي را به عنوان معاون اول خود انتخاب كرد. اقدامي كه براي بسياري از اصولگرايان حامي او، غيرقابل قبول و غيرقابل تحمل بود.
 
همزمان با انتقادات بسياري كه بر اين انتخاب صورت گرفت، مقام معظم رهبري در نامه اي كوتاه خطاب به رييس جمهور، او را از اين اقدام بر حذر داشتند و اين مساله را برخلاف مصلحت شخص رييس جمهور، دولت و مايه اختلاف و سرخوردگي حاميان وي اعلام كردند كه اين مساله نيز در حقيقت به مواضع، سخنان و تصميمات چند سال اخير آقاي مشايي مربوط مي‌شد.
 
البته واقعيت اين است كه كنار رفتن همراه با تاخير مشايي از معاونت اولي رييس جمهور هم مانع ايجاد اختلاف و دلسردي ميان حاميان احمدي نژاد نشد. در اينجا قصد نداريم مجددا به ماجراي آن نامه و چگونگي برخورد آقاي احمدي نژاد با آن اشاره كنيم. اما خوب است بعد از گذشت يك سال، نگاهي بيندازيم به منطق كلي آن و پيش بيني مهمي كه رهبر معظم انقلاب در آن نامه مطرح كرده بودند. چرا كه مخالفتها و انتقادهايي كه امروز متوجه رييس جمهور و رييس دفتر وي است، دقيقا مصداق بارز همان پيش بيني رهبر معظم انقلاب است كه يك سال پيش، آنرا به آقاي احمدي نژاد گوشزد كرده بودند كه متاسفانه با بي تفاوتي وي روبرو شده بود.
 
در يك كلام مي شود گفت كه امروز اين سرخوردگي و اختلاف در ميان حاميان آقاي احمدي نژاد به وضوح ديده مي شود كه ريشه اصلي آن تنها و تنها پافشاري بر حضور مشايي در هيات دولت و  اصرار بر توجيه همه گفته ها و سخنان مشايي و مهمتر از همه، عدم توجه به نصايح و انتقادهاي دلسوزانه علما و مراجع و دلسوزان نظام است.
 
انتقادهاي جاري را مقايسه كنيم با انتقادهايي كه در دوره 4 سال نخست رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد از وي صورت مي گرفت. در آن دوره تقريبا عموم انتقادها، به عنوان مخالفت با نظام و انقلاب و مخالفت با دولت اصولگرا تلقي مي‌شد. اما امروز عكس اين حالت را مشاهده مي‌كنيم. امروز بيشترين انتقادها دقيقا از سوي همان حاميان رييس جمهور صورت مي‌گيرد و آنها علي‌رغم حمايت همه جانبه از محاسن و ويژگي‌هاي خاص دولت، همه تعارفات و رودربايسي ها و ملاحضات سياسي و جناحي را كنار گذاشته و به صورت علني و صريح، در برابر رييس دفتر آقاي احمدي‌نژاد ايستاده اند.
 
مقصود اين نوشته، زير سوال بردن دولت در همه زمينه ها نيست، هدف ما اشاره به اين نكته است كه چرا به چنين وضعيتي رسيده‌ايم و چرا حاميان ديروز آقاي احمدي نژاد كه قبلا هرگونه انتقادي را موجب ضربه زدن به دولت اصولگرا مي دانستند، امروز خودشان، براي نجات دولت اصولگرا، شديدترين انتقادها را مطرح مي كنند؟
 
در پاسخ به اين سوال، ميان آقاي احمدي نژاد و منتقدان تفاوت ديدگاه وجود دارد. آقاي رييس جمهور ، همچنان عموم منتقدان را آدمهايي مي‌داند كه به درستي مقصود و زبان مشايي را درك نكرده اند! آدمهايي كه منتظرند تا به بهانه اي، عليه مشايي جنجالي به راه بيندازند و ...
اما در مقابل اين نظر، ما با كساني طرف هستيم كه نمي‌توانيم به سادگي آنها را متهم كنيم كه منظور مشايي را درك نكرده اند. در ميان منتقدان، علما و مراجع بزرگواري چون آيت الله العظمي مكارم شيرازي، آيت الله مصباح يزدي، آيت الله شيخ محمد يزدي همچنين شخصيت هاي ديگري چون حجج اسلام والمسلمین سيد احمد خاتمي، كعبي و سرلشگر فيروزآبادي و حتي حاميان سرسخت دولت وجود دارند.
 
علاوه بر شخصيت هايي كه اسم آنها را آورديم، بسياري از متدينين و هيات هاي مذهبي و مداحان اهل بيت و جوانان حزب اللهي و فعالان رسانه اي كشور هم انتقادهاي بسياري بر رويه جاري دولت و شخص آقاي احمدي نژاد دارند. همه اينها ناشي از آن حس دلسردي و اختلافي است كه مقام معظم رهبري يك سال پيش، خطر آنرا به شخص رييس جمهور محترم گوشزد كرده بودند اما دريغ كه اطمينان و وابستگي احمدي نژاد به شخص مشايي آنقدر زياد است كه هيچكدام اين انتقادها هم مثمر ثمر واقع نمي شود و مشاور مطبوعاتي رييس جمهور همه اين‌ها را جنجال سياسي مي‌نامد!
 
آيا مي توان پذيرفت كه هيچكدام اين بزرگان و منتقدان، منظور اصلي آقاي مشايي را درك نكرده‌  و فريب بازي فتنه گران را خورده باشند؟ آيا مي توان پذيرفت كه منتقدان در همه جنجال هايي كه تاكنون بر سر مواضع و سخنان آقاي مشايي براه افتاده، اسير جنجال مخالفان شده باشند؟
 
توجه داشته باشيم كه اين منطق اشتباه، پيش از اين نيز در ماجراي «ملت اسرائيل» استفاده شد، آن روزها هم مدافعان آقاي مشايي، منتقدان را متهم مي‌كردند كه منظور اصلي او را درك نكرده‌اند، اما در همان ماجرا نيز مقام معظم رهبري تعبير ديگري به غير از تعبير دوستان آقاي مشايي داشتند و از سخنان وي، تعبير به «حرف غلط» كردند.
 
پس بهتر است به جاي اينكه همه مخالفان و منتقدان را آدمهايي سياسي و جنجالي و اسير امواج رسانه‌اي بدانيم، به فكر حل اساسي چنين مشكلي باشيم. طبعا از همه نمي توان انتظار داشت كه در برابر يك نفر سكوت كنند و يا يك برداشت واحد از حرفهاي او داشته باشند، اما از يك نفر مي توان انتظار داشت كه در برابر انتقاد و اعتراض واحد ديگران، سكوت كند و يا در پي رفع معايب خود باشد و خود را در مظان اتهام قرار ندهد، مگر اينكه بنا به دلائلي اصرار بر چنين رويه اي داشته باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 20:18  توسط سید روح الله  | 

بیست و هشت - آهستان اهل «خودستایی» نبود

وبلاگ سیاسی نوشت های یک دختر دانشجو :

در کلاس آموزش وبلاگ نویسی که با حضور آقای باقری نویسنده وبلاگ "بیا تا برویم" برگزار شد (و البته به دلیل نظم مثال زدنی این نشست، فقط نیم ساعت به این برنامه اختصاص یافت و عملاً هیچ بهره ای برای کسانی که ناآشنا به وبلاگ و فضای نت نبودند حاصل نشد)، سخن از وبلاگ نویسان چهره و چهره های وبلاگ نویس آمد که در میان وبلاگ نویسان ارزشی، نام امید حسینی نویسنده وبلاگ آهستان هم به چشم میخورد که با توضیحات آقای باقری فهمیدم که نویسنده آهستان در دوران دانشجویی اش عضو انجمن اسلامی مستقل بوده و از آن مهمتر وبلاگ نویسی را به صرف انگیزه شخصی انجام میداده در حالیکه  کیفیت کار بالای جناب حسینی در وبلاگ نویسی و وقت زیادی که برای این کار می گذاشت، این گمان را در آدم تقویت می کرد که احتمالا وبلاگ نویسی شغل اوست و از این محل، کسب درآمد می کند اما وقتی با توضیحات جناب باقری فهمیدم که او به خاطر وبلاگ نویسی پولی نمی گرفته و وبلاگ نویسی شغل او نبوده، واقعاً پیش خودم هیچ نشان و عنوانی که شایسته او و زحمات بی شائبه اش باشد، نتوانستم پیدا کنم و در گفتگو با دوستان هم اتاقی هم گفتم که هیچ چیزی نمی تواند پاداش زحمات او باشد. آقای حسینی نه اهل سانسور نظرات بود و نه اهل تعصب و افراط و سرکوب منتقدین. از همه مهتر اهل خودستایی نبود. اهل خودستایی نبودنِ او را وقتی فهمیدم که با وجود آنکه در همایش تقدیر از وبلاگ نویسان عرضه جنگ نرم، به عنوان برترین وبلاگ نویس انتخاب شد  کمترین اشاره ای از این همایش و منتخب شدن خودش  و اینکه نشان عمار و مقداد و بلال و ابوذر گرفته، در وبلاگش منعکس نکرد و از همه مهمتر آنکه درحالیکه وبلاگ ایشان زمانی، جزو ششمین وبلاگ پربازدید دنیا شناخته شده بود، هیچگاه از این موضوع  نه جایی نوشت و نه از آن برای مانور تبلیغاتی استفاده کرد و نه کمترین پُزی که وبلاگ من پربازدید است داد. فقط یک مورد که همیشه  در مورد ایشان برای من سوال برانگیز بود اختلاف میان او با یکی از وبلاگ نویسان حامی مشائی و نوع برخورد  وی با آن دوست وبلاگ نویس بود که تا به الان  برای من سوال برانگیز است. به هرحال اگر من توفیق اموزش وبلاگ نویسی دانشجویان شرکت کننده در طرح ضیافت اندیشه را داشتم، حتما وبلاگ آهستان را به عنوان یکی از بهترین وبلاگ های ارزشی برای مطالعه به بچه ها معرفی خواهم کرد.

شیدا جاوید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 17:4  توسط سید روح الله  | 

بیست و هشت - آهستان اهل «خودستایی» نبود

وبلاگ سیاسی نوشت های یک دختر دانشجو :

در کلاس آموزش وبلاگ نویسی که با حضور آقای باقری نویسنده وبلاگ "بیا تا برویم" برگزار شد (و البته به دلیل نظم مثال زدنی این نشست، فقط نیم ساعت به این برنامه اختصاص یافت و عملاً هیچ بهره ای برای کسانی که ناآشنا به وبلاگ و فضای نت نبودند حاصل نشد)، سخن از وبلاگ نویسان چهره و چهره های وبلاگ نویس آمد که در میان وبلاگ نویسان ارزشی، نام امید حسینی نویسنده وبلاگ آهستان هم به چشم میخورد که با توضیحات آقای باقری فهمیدم که نویسنده آهستان در دوران دانشجویی اش عضو انجمن اسلامی مستقل بوده و از آن مهمتر وبلاگ نویسی را به صرف انگیزه شخصی انجام میداده در حالیکه  کیفیت کار بالای جناب حسینی در وبلاگ نویسی و وقت زیادی که برای این کار می گذاشت، این گمان را در آدم تقویت می کرد که احتمالا وبلاگ نویسی شغل اوست و از این محل، کسب درآمد می کند اما وقتی با توضیحات جناب باقری فهمیدم که او به خاطر وبلاگ نویسی پولی نمی گرفته و وبلاگ نویسی شغل او نبوده، واقعاً پیش خودم هیچ نشان و عنوانی که شایسته او و زحمات بی شائبه اش باشد، نتوانستم پیدا کنم و در گفتگو با دوستان هم اتاقی هم گفتم که هیچ چیزی نمی تواند پاداش زحمات او باشد. آقای حسینی نه اهل سانسور نظرات بود و نه اهل تعصب و افراط و سرکوب منتقدین. از همه مهتر اهل خودستایی نبود. اهل خودستایی نبودنِ او را وقتی فهمیدم که با وجود آنکه در همایش تقدیر از وبلاگ نویسان عرضه جنگ نرم، به عنوان برترین وبلاگ نویس انتخاب شد  کمترین اشاره ای از این همایش و منتخب شدن خودش  و اینکه نشان عمار و مقداد و بلال و ابوذر گرفته، در وبلاگش منعکس نکرد و از همه مهمتر آنکه درحالیکه وبلاگ ایشان زمانی، جزو ششمین وبلاگ پربازدید دنیا شناخته شده بود، هیچگاه از این موضوع  نه جایی نوشت و نه از آن برای مانور تبلیغاتی استفاده کرد و نه کمترین پُزی که وبلاگ من پربازدید است داد. فقط یک مورد که همیشه  در مورد ایشان برای من سوال برانگیز بود اختلاف میان او با یکی از وبلاگ نویسان حامی مشائی و نوع برخورد  وی با آن دوست وبلاگ نویس بود که تا به الان  برای من سوال برانگیز است. به هرحال اگر من توفیق اموزش وبلاگ نویسی دانشجویان شرکت کننده در طرح ضیافت اندیشه را داشتم، حتما وبلاگ آهستان را به عنوان یکی از بهترین وبلاگ های ارزشی برای مطالعه به بچه ها معرفی خواهم کرد.

شیدا جاوید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 17:4  توسط سید روح الله  | 

بیست و هفت - تقدیر از امید حسینی!

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد از اميد حسيني نويسنده وبلاگ آهستان به عنوان يكي از افسران جوان جنگ نرم تقدير و تجليل كرد.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، تقدير از اميد حسيني در جريان برگزاري اردوي آموزشي-تشكيلاتي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد در شهر مقدس قم صورت گرفت.

اميد حسيني نويسنده موفق وبلاگ «آهستان» از اعضاي سابق انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل است كه در ايام فتنه با درج يادداشت‌هايي در وبلاگ خود به افشاگري درباره ماهيت فتنه‌گران و دروغ‌هاي آنها و همچنين حمايت از نظام جمهوري اسلامي و ولي فقيه پرداخت.

آهستان

اميد حسيني چندي پيش به عنوان يكي از 10 وبلاگ‌نويس برتر جهان معرفي شد.

مراسم اهداي لوح تقدير به اميد حسيني با حضور برخي اعضاي هيئت مؤسس اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و همچنين ادوار و اعضاي فعلي شوراي مركزي و شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد برگزار شد.

متن تقديرنامه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد خطاب به اميد حسيني به شرح ذيل است:

بسمه تعالي
امام علي(ع): برگزيدگان خدا كساني هستند كه باطن دنيا را مي نگرند، در همان زماني كه مردم چشم به ظاهرش دارند
رهرو صراط حق جناب آقاي اميد حسيني
در اين دهكده جهاني كه امپرياليسم بين الملل به دلخواه خود و رئيس منتخبش كه همان شيطان رجيم لعنت‌الله عليه است، بر مسند كدخدايي نشسته و اوامر نواهي همان ابليس را بر اهالي دهكده ديكته مي‌كند، حسيني پيدا شده كه علي‌اكبرها و قاسم‌ها و زينب‌هايش لبيك گويان با نداي الله اكبر و سلاح تقوا، جان بر كف، در حال دفع از كيان اسلامشان در اين شبيخون نرم و البته گاهي سخت هستند.
اين اكبر گونه ها و زينب صفتان تحت ولايت مطلقه حسينشان، با پاكسازي اين دهكده از ديوسالاران زورگو، زمينه را براي ظهور بقيه الله اعظم، روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا، آماده مي‌سازند.
اين اصحاب صديق هيچ هراسي از دادن سرهايشان هم ندارند چه رسد به دوران جواني‌شان!
اي يار با وفاي زمان! از خداوند منان براي شما عاقبت به خيري و هم ركابي با منجي عالم عجل‌الله تعالي فرجه الشريف را مسئلت مي‌كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 12:16  توسط سید روح الله  | 

بیست و شش - اصول‌گراتر از آهستان داریم؟!

بخش هایی از مصاحبه طلبه بلاگ با تقی دژاکام

 

  • در این حضور مجازی شما از فیلترشکن هم استفاده می‌کنید؟ چندی پیش از دوستان تقاضای فیلترشکن کرده بودید انگار!

من در یاهو مسنجر send to all  کرده بودم و به همین دلیل خیلی‌ها دیدند و برایم فیلترشکن هم فرستادند. اما دقت نکرده بودند که من چه چیزی می‌خواهم؛ من آدرس آپلودکننده‌ای را می‌خواستم که فیلتر نباشد. من عکس می‌گذارم در وبلاگ‌م، ولی کسی نمی‌تواند عکس‌ها را ببیند؛ چون عکس‌ها را در سایتی آپلود کرده بودم که فیلتر هست.

این‌جا می شود این انتقاد را هم کرد که چرا آپلودکننده‌ها را فیلتر می‌کنند؟! چنین سایتی برای ما یک ابزار است که در وبلاگ‌مان عکس بگذاریم. از ابزار می‌شود هر استفاده‌ای کرد.

  •  فرندفید هم شاید به نوعی ابزار محسوب شود، ولی فیلتر شده...

البته من عضو فرندفید هم هستم. در کیهان چون مستقیم از دیش می‌گیرند، فیلتر نیست ولی نمی‌شود که وقت کیهان را به آن اختصاص بدهم و به همین دلیل فعال نیستم.

.....

  • داشتیم در مورد فیلترینگ صحبت می‌کردیم که به اینجا رسیدیم! از وضعیت کنونی فیلترینگ راضی هستید؟

نه؛ اصلاً. من اول یک نکته‌ای را بکویم؛ من با دیدگاه‌های آقای علی مطهری عمدتاً مخالف هستم، ولی یک انتقادی ایشان در یکی از صحبت‌ها به آقای احمدی نژاد داشت که در ذهن من مانده و احساس می‌کنم که نکته‌ی درستی است. آن هم این‌که ایشان در مورد سیاست‌های فرهنگی دولت گفتند: «لیبرالیزم فرهنگی». مثلاً من در جشنواره فیلم فجر امسال دیدم مبتذل‌ترین فیلم‌ها، هم از لحاظ اروتیک، هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ فرهنگی و توهین‌های مکرری که به نظام شد، به نمایش درآمد. مثلاً فیلم «صد سال به این سال‌ها» در حقیقت فحش‌نامه‌ای علیه انقلاب است. همین فیلم «طهران، تهران»، با مقایسه‌ی فضا و رنگ‌آمیزی فیلم و... یک فحش‌نامه است به انقلاب! من به این موارد اعتراض دارم و خیلی نگران هستم که این روند روز به روز تشدید شود.

مثلاً شما می‌بینید فلان هنرپیشه‌ای که هزار کار خلاف کرده یا حتی ممنوع‌الفعالیت هم هست، یک دفعه آزاد می‌شود و فیلم هم بازی می‌کند یا مثلاً به جای دیدار با هنرمندان متعهد، دیدارهایی است که... حالا من نمی‌گویم همه‌ی آن خانم‌ها الزاماً آدم‌‌های بدی هستند؛ ولی وقتی شما به عنوان یک مسئول قرار است هزینه بکنی، خب با دوتا آدم حسابی دیدار بگذار! آن‌ها هم کار خودشان را بکنند؛ ولی تو برای آدمی هزینه کن که مثبت و  وجیه باشد.

برعکس این اتفاقاتی که در زمینه‌ی فیلم و تئاتر هست و این ولنگاری‌هایی که اتفاق می‌افتد، در زمینه‌ی کتاب و روزنامه و فضای اینترنتی روی می‌دهد. یک زمانی سایتی تصاویر مستهجن دارد، لمپنیسم را ترویج می‌کند، طبیعی است که باید فیلتر شود؛ ولی کسی که دارد فکر را مطرح می‌کند، حتی اگر به رهبر انقلاب دارد انتقاد می‌کند، به نظر من، به هیچ وجه نباید جلوی‌ش گرفته شود.

اگر هم دارد فحاشی می‌شود، این فحاشی به هر کس هست، باید برخورد شود. همان قوانینی که ما برای روزنامه‌ها داریم، باید برای وبلاگ‌ها هم داشته باشیم. اما کتابی که یکی از دیدگاه‌های امام یا آقا را نقد کرده یا به قسمتی از آن اشکال دارد، اگر به این دلیل حرفی مسدود شود، به نظرم فاجعه است و من مطمئن‌م تحت هیچ شرایطی معماران انقلاب، نه امام و نه آقا و نه کسانی همچون شهید مطهری راضی به این مسدودسازی نیستند. وقتی آقا تأکید می‌کنند در دانشگاه‌های ما کرسی آزاداندیشی ایجاد شود، این کرسی‌ها برای کار فکری و فرهنگی و نقادی است دیگر.

من یادم هست زمانی که آقا بحث خودی و غیرخودی را مطرح کرد، روزنامه ها شروع کردند به نقد کردن. نقدشان غلط بود ولی اصل نقد کردن مشکلی نداشت. البته الان خودشان خودی و غیرخودی دارند! یعنی الان شما به سایت‌های خودشان سربزنید می‌بینید که خودی و غیرخودی تعریف کرده‌اند؛ می‌گویند فلانی غیرخودی است؛ به او نزدیک نشوید. این همان کاری است که مجاهدین خلق کردند؛ یعنی می‌گفتند کتاب‌های حزب جمهوری اسلامی یا مثلاً کتاب‌های شهید مطهری را نخوانید، منحرف می‌شوید!

  • اتفاقی که سال گذشته هم در مورد کافه پیانو افتاد؛ با اینکه فرهاد جعفری یک رمان سیاسی ننوشته بود...

بله؛ دقیقاً. این‌ها برای این‌که با آقا مقابله کنند، این حرف‌ها را می‌زنند، اما در عمل، خودشان خودی و غیرخودی دارند. این‌ها همیشه از کافه پیانو تعریف می‌کردند، آن را در کنار امیرخانی و آثارش مطرح می‌کردند و حتی بالاتر می‌دانستند. ما هم حرفی نمی‌زدیم. ولی به محض حمایت فرهاد جعفری از دکتر احمدی‌نژاد ایشان را بایکوت مطلق کردند و گفتند که کتاب‌های‌تان را به نشر چشمه پس بدهید! دیکتاتورتر از این‌ها هنوز ندیده‌ایم ما!

  • در مورد فیلترینگ صحبت می‌کردیم و باز به جاهای دیگر رسیدیم!

بله، من معتقدم اگر مسدودسازی برای نقد فکر و دیدگاه اتفاق بیفتد، اشتباه فاحش و حتی بالاتر از آن، فاجعه است. ما اصول‌گراتر از وبلاگ «آهستان» داریم؟! کسی که هر روز و مرتب می‌نویسد، برای هر مطلبی لینک می‌گذارد، کسی که زندگی ساده‌ای در قم دارد و این طور از جان و دل برای انقلاب مایه می‌گذارد. این را هم فیلتر می‌کنند!

این‌ها که وبلاگ‌های خودمان هستند، من می‌گویم بالاتر از این‌ها، هر کس که دارد نظرات خودش را می‌گوید تا وقتی توهینی به کسی نشده و فحش داده نشده هیچ اشکالی ندارد.

  • اگر روزی «آب و آتش» فیلتر شود، چه می‌کنید؟

من شخصاً هیچ اقدامی برای رفع فیلترش انجام نخواهم داد؛ فقط می‌توانم ابراز تأسف کنم. من بیشتر باید برای وبلاگ‌هایی مثل «آهستان» یا «مدرسه‌ی ما» یا «خاطرات جبهه» متأسف باشم تا وبلاگ «آب و آتش». ضمن این‌که این‌ها این همه هزینه‌ی فیلترینگ می‌کنند؛ با یک نرم‌افزار کوچکی که در عرض چند ثانیه نصب می‌شود، شما می‌توانید همه‌ی سایت‌ها را ببینید؛ یک ای‌‌میل کوچولو (!) همه‌ی هزینه‌ی میلیاردی‌شان را از بین می‌برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 23:42  توسط سید روح الله  | 

بیست و پنج - بازتاب موج وبلاگی

انصارنیوز :

به دنبال فیلتر شدن برخی وبلاگها، تارنگاری ایجاد گردیده که وبلاگ نویسان در آن اعتراض خود را نسبت به فیلترشدن این تارنگار نشان می دهند.

در زیر عنوان این وبلاگ آمده است: حمایت از «آهستان» و دیگر وبلاگهای ارزشی که مورد بی مهری قرار گرفته اند

لازم به توضیح است «انصارنیوز» اگر چه پسوند com آن فیلتر است، اما ارتباطی با این تارنگار ندارد؛ با این حال چون نظام جمهوری اسلامی یک حکومت مردمسالاری دینی است، با آگاهی از مخاطرات آن (مثلا احتمال فیلتر شدن پسوند ir آن) در حد توان ناچیزی که دارد، خود را موظف به اطلاع‌رسانی مردمی می‌داند و مطمئن است اگر پسوند ir آن نیز فیلتر شود، دیگرانی ولو سینه به سینه امر خطیر خبررسانی را انجام خواهند داد. این سنت الهی تاریخ است و زید و عمر نمی‌شناسد.

مولوی می‌گوید:

جان نباشد جز خبر در آزمون / هر که را افزون خبر جانش فزون

ضمن آنکه «آگاهی» از ارکان «بصیرت» است و کسانی که دم از بصیرت در فتنه می‌زنند، نمی‌توانند جلو آگاهی دیگران مثلا آگاهی از مواضع افرادی مانند موسوی را بگیرند. بصیرت فحاشی و هتاکی نیست. بخشی از سخنان دیروز مقام معظم رهبری از نگاهی منشور ادب سیاسی بود که فرمودند: «گاهى يك كلمه‌ى نابجا عليه يك كسى كه مستحقش نيست، يك نوشته‌ى نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب ميشود. اين طهارت دل را و طهارت عمل را خيلى بايستى ملاحظه كرد.»

ظالمان گاهی مستانه دست به ظلمی می‌زنند که همان ظلم راحت که به خیالشان به راحتی از گلویشان پایین می‌رود، در گلویشان گیر کرده و باعث خفگی‌شان می‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 23:30  توسط سید روح الله  | 

بیست و چهار - فیلترینگ بچه گانه

بخش هایی از مصاحبه تفصیلی وبلاگ نیوز با تقی دژاکام

 ... وبلاگ نیوز: بدنه و سران جریان فتنه اعتقاد دارند که حتی در اینترنت هم امکان گفتن خیلی از چیزها نیست. مثلا بحث فیلترینگ و اینکه اخیرا مطرح کرده اند که جمهوری اسلامی حتی تحمل یک وبلاگ مخالف را هم ندارد.

چیزی به اسم فیلترینگ در این کشور وجود دارد، اما چیزی به نام فیلتر وجود ندارد! یعنی ما متاسفانه داریم هزینه فیلترینگ را پرداخت می کنیم بدون اینکه مبدأ  فیلتر شده ای وجود داشته باشد. یعنی متاسفانه، الان ابزارهایی وجود دارند که شما با یک جست و جوی بسیار بسیار ساده، می توانید فایلی را دانلود کنید که به هر سایت فیلتر شده ای دسترسی داشته باشید. در حقیقت ما داریم هزینه فیلترینگ را می پردازیم بدون این که فیلترینگی صورت گرفته باشد.

ما متاسفانه داریم هزینه فیلترینگ را پرداخت می کنیم بدون اینکه مبدأ فیلتر شده‌ای وجود داشته باشد.

بنابراین اصل فیلترینگ با این ظرفیتی که وجود دارد منتفی است. مثل همان تعطیلی روزنامه هاست که شما اسم تعطیلی روزنامه شرق را برای مدتی قبول می کنید، هزینه اش را می پردازید و اعلام هم می شود و تبلیغات جهانی هم علیه تعطیلی یک روزنامه می شود ولی همزمان با تعطیلی روزنامه شرق، یا چند روز زودتر، ۴ روزنامه با همان کادر تحریریه و با همان روش دارند کار را ادامه می دهند و فعالیت می کنند. در حقیقت شما فقط هزینه را داده اید، بدون این که استفاده ای از فضای آن شده باشد.

پس چه در زمینه فیلترینگ، چه در زمینه ماهواره و چه در زمینه مطبوعات ما فقط هزینه های آن را پرداخت کرده ایم. بدون اینکه اتفاقی در این زمینه افتاده باشد.

وبلاگ نیوز: البته شاید در کم کردن اعتبار فیلترینگ، بی نظمی ها و تنگ نظری ها کمی بیش تر مقصر باشد. درست نیست؟

بله. من هم گله خودم را عرض می کنم از بعضی تنگ نظری هایی که در عرصه فیلترینگ وجود دارد. یعنی بچه هایی که به عنوان الگوترین وبلاگ نویس هایی که شبانه روز بدون هیچ هزینه ای و با مرارت های بسیار زیاد شروع کردند ولی  می بینیم با بهانه های بسیار  مسخره و بچه گانه فیلتر می شوند.

مثلا ما این روزها داریم آهستان را می بینیم، مدرسه ما، یا آقای داوود آبادی به خاطر اینکه یک خاطره ای از آقای محمد علی زم نقل کرد فیلتر شد که خاطره را حذف کردند و رفع شد!

این ها بسیار هم بچه گانه است و هم توهین آمیز است و هم خستگی را به تن بچه هایی می گذارد که در این جبهه دارند می جنگند. یک لطمه ای هم می زند به کسانی که این ها را الگوی خودشان قرار داده اند. کسانی که امید حسینی، دانشطلب، داوودآبادی  و امثالهم را هدف گذاری کرده اند و دارند به همان سمت حرکت می کنند، وقتی می بینند این ها فیلتر می شوند ، دلسرد می شوند و این تاثیر منفی می گذارد.

این جا من هم اعتراض خودم و هم نگرانی خودم را از ادامه این امر اعلام می کنم و فکر می کنم اگر ما می خواهیم یک مقابله جدی در عرصه جنگ نرم و مجازی داشته باشیم، این کارها باعث ریزش بچه هایی می شود که در مساجد، دانشگاه ها، مدارس به فعالیت مجازی مشغول شده اند. این دور نما را وقتی می بینند که کار به این جا می رسد که با یک اعتراض به آقای زم، یا با یک اعتراض کوچکی وبلاگ هاشان تعطیل می شود، دیگر قدم از قدم برنمی دارند و ما لطمه سنگینی  در این زمینه می خوریم.

وبلاگ نیوز: اگر بخواهیم عملکرد این دو جریان مقابل هم را بعد از ۲۲ خرداد سال قبل در حوزه فضای مجازی و خصوصاً فضای وبلاگ ها   بررسی کنیم، چه مسائلی را می توان مطرح کرد؟

قبل از پاسخ کامل به سئوال شما این را اعلام بکنم که آنها با تمام عده خودشان به این جنگ نرم و مجازی رو آورده اند. تعداد وبلاگ نویس های آن ها بسیار بیشتر از تعداد وبلاگ نویس های ماست. می توانم بگویم چند برابر. کار تشکیلاتی که آنها کرده اند و می کنند قوی تر و منسجم تر از بچه های ما است. هزینه هایی که برای آنها پرداخت می شود بیشتر است، در حالی که بچه های ما فقط با توکل به خدا دارند می نویسند. با دلسوزی و اردات خودشان به نظام اسلامی . همه این ها هست.

اما من احساس می کنم وقتی به همه چیز به عنوان جنگ نگاه کنیم، اگر این سخن شریف که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» همیشه مد نظر ما باشد و هر عرصه ای را عرصه جنگ حق و باطل بدانیم، می بینیم که بچه ها هم در این زمینه همین طور نگاه کرده اند و عرصه مجازی را عرصه جنگ نگاه کرده اند. بنابر این آیات جنگ هم به همین فعالیت های ما هم مصداق پیدا می کند. مثلا آن آیه ای که می گوید اگر شما با خدا باشید هرکدامتان به ده نفر از آن ها غلبه می کنید.

به همین خاطر می بینیم که در این عرصه علی رغم اینکه به همه نکات قبلی اعتراف کردم که اینها از لحاظ عده و هزینه و کارتشکیلاتی قوی تر هستند، اما بچه های ما با توکل به خدا، با تعدادی خیلی کمتر و هزینه هایی خیلی کمتر، توانستند در عرصه مجازی چند سر و گردن از آن ها بالاتر باشند. اگر هم بچه ها چند اشکال خودشان را بر طرف کنند، تشکل و انسجام خودشان را تقویت کنند، ارتباط گیری شان را بیش تر کنند و بتوانند راهکارها و راهبردهای جدیدی را استفاده بکنند، انشاءالله بیش تر از این ها بتوانند موفق بشوند.

>> متن کامل این مصاحبه <<


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 20:19  توسط سید روح الله  | 

بیست و سه - این رفتارها را بس کنید

وبلاگ بازیافته :

امروز در عجیب ترین خبری که خواندم متوجه فیل ترینگ سایت بلاگفا شدم و انگشت حیرت در دهانم ماند که چرا صفحه اصلی چنین سایتی که در صفحه فیل ترینگ هم به عنوان یک رفرنس معرفی شده باید فیل تر باشد.

در همین سلسه فیل تر های کور میشود به فیل ترینگ جی-میل ، وبلاگ های اندکی منتقد و در نهایت این اواخر فیل تر کردن سایت آهستان (سایت دوم همایش 8 ماه جنگ سایبری) اشاره کرد.

گاهی اوقات اینقدر دلایل این مسدود کردن ها و تذکر ها احمقانه و خنده دار است-گاهی هم اصلاً دلیلی وجود ندارد- که انسان دلش برای تذکر دهنده می سوزد که حتی ساده ترین مبانی آزادی بیان و اندیشه را نادیده می گیرد و دم می زنند از کرسی های آزاد اندیشی.

من نمی دانم چه گروهی و یا چه کسی مسئولیت این اعمال را بر عهده دارد و امیدوارم روزی معلوم شود اما این اعمال تیری به تاریکی است که کاربرانی مثل من را نیز سخت عصبانی کرده است.

ما نمی توانیم دم از آزاد اندیشی بزنیم و بعدش اجازه ندهیم ساده ترین نقد ها به ما وارد شود ، نمی توانیم خود را شیعه علی بنامیم وقتی حاضر به شنیدن حرف مخالف خود نیستیم ، نمی توانیم ولایی باشیم وقتی دقیقاً عکس نظر ولی عمل می کنیم. آقایان لطفاً دیوار ادعا را کمی کوتاه کنید.

از نظر من هیچ گاه نباید سایتی مثل پارلمان نیوز در کشور ما مسدود باشد ، نباید خیلی از سایت ها که خط و خطوط مشخصی دارند و توهینی نمی کنند مسدود باشند. حد آزاد اندیشی این است که ما حتی از ضروریات دین هم بگذریم و تا توهینی ، تهمتی صورت نگرفته سکوت کنیم.

وقتی خوارج در بین نماز جماعت حضرت امیر(ع) ایشان را با دلایل واهی محکوم می کردند ، حتی مراسمات و سخرانی های حضرت را بر هم می زدند ، ایشان چه برخوردی کردند؟ آیا جز با همان استدلال ها پاسخ گفتن بود؟

متأسفانه ما نه قانونی داریم ، نه وقتی قانونی داریم حاضر هستیم به آن کامل عمل کنیم. اگر می خواهید مسدود کنید اشکالی ندارد ولی راه قانون را بروید. نترسیم از عمل به قانون که خداوند متعال هم در جایگاه رفیعش برای خود قوانینی وضع کرده است.

در پایان بدانیم که اگر از هوی نفس پیروی کنیم و منافع و علایق شخصی خود را دخیل کنیم مصداق این آیه قرآن خواهیم شد:

«اى داوود ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوی نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند. در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنكه روز حساب را فراموش كرده‏اند عذابى سخت‏ خواهند داشت ، سوره ص آیه 26»

حامد نادری

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 16:49  توسط سید روح الله  | 

بیست و دو - برای فیلترینگ

وبلاگ الف لام میم :

بلاگفا نیز فیلتر شد.

بعد از اینکه ماجرای فیلتر شدن آهستان پیش آمد و اظهارنظرهای مختلفی صورت گرفت، قصد داشتم در این زمینه چیزی بنویسم. البته فیلتر شدن بلاگفا و وردپرس و گوگل و آهستان تنها بهانه ی این کار بودند و نه دلیل آن.

1- وجود سازوکار فیلتر کردن لازم است. کمتر کسی هست که این مطلب را قبول نداشته باشد؛ البته ممکن است در مورد حدود آن حرف و حدیث باقی باشد. بسیاری از مواردی که باید مشمول فیلترینگ شوند در قانون جرایم اینترنتی آمده است. در کل، مواردی را که یک سایت باید فیلتر شود قانون ذکر کرده است. پس طبق قانون اصل عمل فیلتر کردن را می پذیریم.

2- برخی از بندهای این قانون، کلی هستند و یافتن مصادیق آن سخت است و مورد مجادله. به نظرم بهترین راهکار این است که تصمیم گیری درباره ی مواردی که مشمول بندهای کلی می شوند، به صورت گروهی انجام شود و نه فردی. یعنی یک جمع و گروهی در کمیته فیلترینگ به عنوان هیئت منصفه وجود داشته باشند و در مواردی که به صورت مشخص و متقن نمی توان در مورد سایتی اظهار نظر کرد، این گروه بعد از رای گیری تصمیم به فیلتر کردن یا نکردن آن سایت کنند. این کمیته می تواند متشکل از مدیران خوشنام سایتهای داخلی باشد و می توانند به صورت غیرحضوری و آنلاین نظر خود را در موارد مناقشه ای اعلام کنند و پس از رای گیری، تصمیم لازم گرفته شود. البته حتی در شرایط فعلی، اگر شخص فیلترکننده به این نتیجه رسید که یک سایت طبق یکی از بندهای قانون، تخلف کرده است و باید فیلتر شود، نظر او را باید پذیرفت زیرا قانون او را مامور تشخیص مصادیق قرار داده است اما حتی در این صورت نیز حق صاحب سایت و وبلاگ است که بداند اولا سایتش با استناد به کدامیک از بندهای قانون فیلتر شده است و ثانیا کدام یک از مطالبش مصداق آن بند قانون بوده است. چیزی که متاسفانه اکنون رعایت نمی شود و نقض حقوق افراد است.

3- در برخی موارد مشاهده می شود که برخی از تصمیم گیری های فیلترینگ بسیار ناشیانه و ناآگاهانه است. بارزترین مثالش می تواند فیلتر شدن گوگل باشد. در برخی از موارد سایت های سرویس دهنده فیلتر می شوند به عنوان مثال سایتهایی که سرویس وبلاگ رائه می دهند - وردپرس و بلاگفا (اطلاعی از بقیه ندارم)- به طور کلی فیلتر شده اند. باید دقت کرد که هر کدام از این سایتها هزاران کاربر مختلف و مثلا هزاران وبلاگ را پشتیبانی می کنند و به فرض، اگر یکی از این کاربران یا وبلاگها تخلفی انجام داد، قانون باید منحصرا در مورد او اجرا شود و وبلاگ او باید فیلتر شود. فیلتر کردن کل سایت سرویس دهنده نقض قانون و حقوق دیگر کاربران است و مجری قانون با این کار، علاوه بر متخلف، بقیه را نیز مجازات کرده است. با ادامه ی این روند ممکن است شخص تصمیم گیرنده، اقدام به فیلترینگ کل اینترنت کند! حال نکته جالب اینجاست که در صفحه ی مربوط به فیلترینگ، نام بلاگفا به عنوان یک سایت پیشنهادی به چشم می خورد.

4- در هر صورت اگر سایتی فیلتر شود، باید این امکان برای صاحب وبلاگ فراهم باشد که اگر شکایت و اعتراضی دارد به آن رسیدگی شود. اکنون تنها راه برای اعتراض به فیلتر شدن سایتها، یک آدرس ایمیل است که البته با توجه به اینکه احتمالا تعداد زیادی ایمیل به آن ارسال می شود، حوصله و دقت چندانی در رسیدگی به اعتراضات وجود ندارد. باید راهکاری دقیقتر و البته آسان برای پیگیری شکایات فراهم آید. اصولا در این قضایا باید کسی پاسخگو باشد.

5- فیلترینگ بی حساب و کتاب، بدون استناد به بند قانونی و ذکر مصداق آن، عدم امکان پیگیری و شکایت در صورت اشتباه و ... از همان مواردی است که آغاز یک انحراف و بدعت است. تحدید فضای مجازی و آزادی بیان در فضای مجازی (در عین پایبندی به قانون) و جلوگیری از دستیابی به اطلاعات، پذیرفتنی نیست و باید مورد اعتراض مسالمت آمیز قرار بگیرد. بسیاری از افراد (مثلا در فضاهایی مانند گوگلریدر) در اعتراض به این کارها اقدام به فحاشی، تمسخر و تاسف و ... میکنند. اعتراض جدی و قانونی و ایجاد مطالبه برای رعایت قانون آن کاری است که معترضان باید انجام دهند و هر کدام از ما باید به سهم خودمان نسبت به رواج سلیقه-محوری، حساسیت و اعتراض نشان دهیم. اگر نسبت به اصلاح امور ناامید شویم، اول مرگ است. امیدوارم چنین اتفاقی نیافتد.

فرزاد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 15:51  توسط سید روح الله  |